خرید بک لینک

درباره سایت

Live in the moment

آخرین مطالب

امکانات وب

سلام

امروز 7 آبان ماهه بیشتر از یک ماه از منتقل شدنم به شهرستان گذشته و خداروشکر تا بحال همه چی خوب بوده.

توی هنرستان شروع به تدریس کردم خیلی برنامه ها بالا و پایین شد ولی داره شکل میگیره. نُه تا هنرجو فتوگرافیک داریم و دو تا انیمیشن. البته اول انیمیشن یه نفر بود و داشت کنسل میشد ولی بعدش دو نفر شدند و همچنان ادامه داره. درس عکاسی پرسنلی ... ، متحرکسازی و دانش فنی پایه انیمیشن با من هست. خوبه. بچه ها شیطنت میکنند ولی خوبه. هیجان خاص خودشو داره. یه جلسه اولیا مربیان داشتیم که برام جالب بود. مادر پدرایی که البته سنشونم خیلی بیشتر از من بود جلوی پام بلند میشدند... نمیدونم بگم خوبه یا بد.

کلاس آموزش رانندگی میرم 6جلسه فنی بود که آیین نامه رو میگذروندیم و 12 جلسه هم شهری که تا بحال 6 جلسه اش رفته. جلسه اولم هم با شب شروع شد و مربی (آقای ثمری) خیلی راضی بود و البته هست. امیدوارم به خوبی یاد بگیرم و هیچوقت نَشنَوَنم که راننده زن بود!

تو این مدت یک بار هم رفتم اصفهان و کارای دفتر رو هم به شیوه محدود تری دارم پیش میبرم.

اتاقم خوب شده، فقط در به درم که برای رنگ و موکت چکار کنم.

پریشب باغ فانوس بودیم به دعوت خانواده یکی از آشناها. که البته فردا شب خونمون دعوتشون کردیم. هر دوسری برای شب نشینی. ممکنه اتفاق هایی بیفته و دوست دارم که این خاطره رو ثبت کنم.

امید به خدا

+ راستی بعد از کلی گشتن و بالا پایین ردن هزینه ها برای آلیتا مانیتور LG هم گرفتم 24 اینچ با پنل IPS. خفن بزرگ! (هرچند میدونم این خفن بزرگ یه روزی خیلی کوچیک خواهد بود ولی خب...)

+ یه مدت بود تصمیم داشتم زمینه کاریم رو یکم متفاوت تر کنم ولی خب فعلا دست نگه داشتم.

+ یه روز هم من و رضوان رفتیم خونه سمیه. آی که چقدر از دست این دو بشر میخندیم. سمیه دو تا دیوارای اتاقشو نارنجی کرد روی دو تای دیگه هم گل های نارنجی کشید.

برچسب: نویسنده: نیکان کریمی تاريخ: شنبه 25 آبان 1398 ساعت: 13:31

صفحه بندی