484
-
تاریخ: 1399/8/10 ساعت: 2:36
سلام. باورم نمیشه که 6 ماهه تو وبلاگم هیچی ننوشتم این همه اتفاق های قشنگ افتاده و هیچی... ! (فکر میکردم حداقل ۲ ماه پیش ۱ پست گذاشته باشم.) ولی خب اتفاقای زیادی این مدت افتاد که باعث شد اصلاً گذره زمان رو متوجه نشم. (:
482
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 2:06
داستان شب عقد و شب یلدا(:
483
-
تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 2:06
باقی ماجرا.I'm so happy.
472
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
سلامحس کردم باز وقت نوشتن شده! آخرای اردیبهشت هست دقیق باشم 29. یعنی دوروز دیگه تولدمه و امسال برای تولدم هیچ حس خاصی ندارم. نمیدونم خوبه یا بد. به هر حال... (:تصمیم هایی که میخواستم بگیرم رو گرفتم.ای
473
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
سلام امروز 24 خرداد 98 هست.از اول ماه اگر بخوام شروع کنم اینطور شد که مامانم رو سوپرایز کردم براش بادکنک صورتی و سفید با خال های زرد و کیک گرفتم تو دفتر سوپرایزش کردم. *:شب بعدش رفتیم خونه عمو یه جمعی
474
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
سلام امروز 7 مرداد هست. به طرز عجیبی حس میکنم ماه گذشته یه سری خاطرات رو نوشتم ولی پستی نمیبینم، حافظم هم ماهی مانند عمل میکنه و نمیتونم مطمئن باشم که نوشتم یا نه! |:امتحانات رو دادم یک هفته پشت سر هم
475
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
آپ های این موقع از شب وبلاگ ها پر از احساسات غمگینه...آدمایی که دلشون گرفته و پناه میارند به وبلاگ٬ جایی برای نفس کشیدن...خوندن این وبلاگ ها آدم رو دلگرم میکنه٬ این که میدونی تنها نیستی٬ هزاران ادم دیگه هستند که تو همین لحظه دلتنگند٬ غمگینند...یه روح جمعی که بلند میشه که دنبال آرامشه٬ دنبال نسیمیه ک...
476
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
سلام امروز 27 شهریور هست.اتفاقات نسبتا کمی این مدت افتاد که از این قرار هستند:به غیر از مانیتور و سیستم صوتی برای آلیتا بقیه وسایل رو گرفتم، فایل هام رو هم مرتب کردم.18مرداد، خبر دادند که 21مرداد (دوش
477
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
6 ماهه برنامه ریزی کردم که محل زندگیم رو تغییر بدم هیچکی هیچ نظری نداده الان که دارند میبینند من جدی جدی دارم میرم همه تو کارم دارند نه میارند.درسته که من برنامه ریزیم رو کردم و خودم حس میکنم برنامه خوبی چیدم ولی خوبه چندنفر هم پیدا بشند که از تصمیمم حمایت کنند و نگند پشیمون میشی. فقط یه نفر خیلی مح...
478
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
سلامامروز 7 آبان ماهه بیشتر از یک ماه از منتقل شدنم به شهرستان گذشته و خداروشکر تا بحال همه چی خوب بوده.توی هنرستان شروع به تدریس کردم خیلی برنامه ها بالا و پایین شد ولی داره شکل میگیره. نُه تا هنرجو
479
-
تاریخ: 1398/8/25 ساعت: 13:31
Why is it so hard? Finding a path. It feels like I'm trying to get out of a maze and I know for sure there are millions of paths there, but simply I just don't know which one is correct for me.Am I trapped, lost, confused? or I'm go a figure it out?Something is holding me back, but what is it?! I th...
470
-
تاریخ: 1398/1/23 ساعت: 20:40
سلام سال 1398 شروع شد. شروع سختی برای ایران داشت با اونهمه سیل و طغیان و ... ولی شروع خوبی برای من داشت.کل 13 روز تعطیلات رو گلپا خونه بودم. به غیر از این که دلم میخواست یه بار برم چشمه خضر و یه بارم
471
-
تاریخ: 1398/1/23 ساعت: 20:40
HiI'm bored. I just came back two weeks ago but I don't know why am I get so bored so soon.Anyway last night I wanted to decide few things for my future, my path(!) and I did, but the problem is I'm not sure about some of them. I feel so confused.... Maybe live longOr maybe die youngOr maybe live ev...
469
-
تاریخ: 1398/1/5 ساعت: 4:38
یک ماهه ننوشتم...خیلی هم مهم نیست! (:جالب اینجا بود که تو پست قبلیم هیچ اشاره ای نکرده بودم که دو هفته سر ضبط صدا بودیم و من صدابرداری میکردم... روزای خوبی بود. کلی موسیقی عالی ضبط کردیم. هی هم آهنگ ه
466
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 17:12
سلام. روزا خوبه. کارا بالاخره پیش رفت. نمکی و شبح رو اصلاح کردم صداگذاری و کامپوزیتش هم انجام شد. دینگ سه هم تموم شد خیلی خوب شده خیلی ذوقش رو دارم. درس ها رو انجام ندادم ولی باید برم سراغش کم کم. تم
467
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 17:12
سلام این مدت خیلی سخت میگذره... ولی خب اتفاقات خوب همراهشه. از مرکز کل فنی حرفه ای به دانشگاه ما گفتند که سرفصل دروس کاردانی انیمیشن رو تنظیم کنیم. خانم روزبهی، خانم شارقی، آقای طاهری، آقای جعفریان، آ
468
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 17:12
سلام دی تموم شد. امتحان ها آخرشه. یدونه دیگه فردا (شنبه 6 بهمن) دارم و تمام... این ترم سخت گذشت نه این که خودش سخت باشه بارفکریش اذیتم کرد. هنوز هم نمراتمون نیومده... انشالله که خوب میشه. گذشت و من مو
456
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:05
پست های جدیدمو خوندم متوجه شدم بیشتر وقت غم هام میام اینجا |: ولی میخوام سعی کنم دیگه اینطور نباشه (: موهام رو دوباره رنگ کردم گرون شد D: یه لاک براق یاسی خریدم اکانت مینیتونز گرفتم یه عالم انیمیشن دا
457
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:05
خبرای خوبی بود و هست و خواهد بود. D: دو تا از کارامون توی جشنواره جهانی فیلم فجر راه پیدا کرد و از 30 فروردین تا 5 اردیبهشت تهران بودم. سینما چهارسو. خیلی خوب بود یه عالمه بازیگر و کارگردان و عوامل مه
458
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 18:05
سلام تو اولین جشنواره پویانمایی تلوزیونی ایران کارمون تو بخش موسیقی و تهیه کنندگی برنده شد خوشحالم به جشنواره المان و روسیه هم راه یافته بودیم انگاری کارای دفتر خوب و کمی سخت پیش میره یه مدته تو فکر