خرید بک لینک

درباره سایت

Live in the moment

آخرین مطالب

امکانات وب

یک ماهه ننوشتم...

خیلی هم مهم نیست! (:

جالب اینجا بود که تو پست قبلیم هیچ اشاره ای نکرده بودم که دو هفته سر ضبط صدا بودیم و من صدابرداری میکردم... روزای خوبی بود. کلی موسیقی عالی ضبط کردیم. هی هم آهنگ های شازده کوچولو رو گوش میکردیم.

توی بهمن هم یه سری ضبط داشتیم. یه شبشم تا 12 سر ضبط بودیم.

اون شبی که اینطور شد من و آقای تهیه کننده و آقای وحید نزدیکای 12 دیگه رد داده بودیم تازه افتاده بودیم به کار "موزی که میخندید" و همه دیالوگ ها خنده بود... D:

برای ترم اخر انتخاب واحد کردم اول 14 واحد گرفتم یعنی 5 تا درسام میموند برای مهر ولی از اونجایی که دانشگاه های علمی کاربردی داره با غیر انتفاعی ها یکی میشه گفتند باید تا اخر تابستون هرجور شده فارغ التحصیل بشیم...

برای درسا درخواست دادیم و با کلی برو بیا بالاخره 3تا از اون 5تا که تخصصی بود رو ارائه کردند و دوتا عمومی ها موند برا تابستون. ظاهرا تعدادیشونم به حد نصاب نرسیده و فقط باید امتحان بدیم. (هورا)

هرچند تا امروز که 19 اسفند هست من فقط یک هفته رفتم دانشگاه... عجب دانشجویی شدم! این شرایط رو دوست ندارم.

برای اون بحث ضمن خدمت معلمین یه روز دیگه هم رفتم شمس آیادی اونجا تدریس کردم خداروشکر همه راضی بودند. هزینش رو هم قراره همین روزا پرداخت کنند. (:

تدوین سرفصل کاردانی هم انجام شد و ارسال کردند تهران هرچند هنوز جوابش نیومده.

دانشجو های این ترمم خیلی بهتر هستند ظاهرا.

مدیر هنرستان باز برای تدریس من رو میخواد و فکرنمیکنم بتونم... هنوز پاسخی ندادم بهش.

برای جشنواره دوسالانه چند روز رفتم تهران، خوب بود. کلی آدم مهم دیدم. روز ها جشنواره بودم و شبا پیش الهه. یه شب هم همکار الهه آقای رسول برای تصویر برداری از جامدادی های سرامیکی دست سازش اومد خونه الهه و کمکش تصویر برداری کردم.

بابا نزدیک دوهفته برای کار اصفهان بود من چهار شبش رو پیشش بودم.

چشم راستم یه کوچولو ضعیف شده و باید عینک بگیرم و البته بیشتر مراقبت کنم.

سال 98 سال بزرگی به نظر میاد...

خدایا کمکمون کن مثل همیشه که مراقبمون بودی...

خدایا شکرت.

برچسب: نویسنده: نیکان کریمی تاريخ: دوشنبه 5 فروردين 1398 ساعت: 4:38

صفحه بندی