سلام امروز 7 مرداد هست.
به طرز عجیبی حس میکنم ماه گذشته یه سری خاطرات رو نوشتم ولی پستی نمیبینم، حافظم هم ماهی مانند عمل میکنه و نمیتونم مطمئن باشم که نوشتم یا نه! |:
امتحانات رو دادم یک هفته پشت سر هم امتحان ولی خوب بود و تموم شد نمرات هم اومد قابل قبول بود. هرچند پایین ترین معدل طول تحصیلم از اول ابتدایی بود، 18.57 ولی خب معدل کل بالای 19 هست و خب جای شکرش باقیست.
برای درس پروژه یک هفته تموم سختی کشیدم، صبحا از 7 تا 10 مینشستم پای پروژه و از 10 تا 7 شب سر کار و از 8 تا 12 سر پروژه! شب ها هم رو پشت بوم میخوابیدم و افتاب که میزد میومدم تو اتاق. شبای سختی بود ولی با همه سختی ها و بدن دردا و سردرداش وقتی میرفتم رو پشت بوم خیلی حالم خوب بود و اروم میخوابیدم.
چهارشنبه شب با سمیه رفتیم کافه لاته خوردم و یکم گشتیم شب که برگشتم تا ساعت 4 سر پروژه بودم، پنج شنبه هم سر کار شب هم یه سر رفتیم سیتی سنتر و جمعه باز روی پروژه کار کردم (هر چند امیدوار بودم نیازی نباشه جمعه روش کار کنم) ولی خب خوب بود. شبش هم رفتیم بیرون...
ماه تیر کلاس فیتدنس! میرفتم خوب بود. واقعا به ورزش نیاز دارم هم جسمی حالم خوب میشه هم روحی... برای این ماه هم کلاس رقص ثبت نام کردم ولی هنوز شروع نشده.
یه روز توی دفتر سیستم رو گذاشتم روی زمین و به حالت درازکش فیلم Troy رو دیدیم خیلی چسبید.
یه اخر هفته هم رفتیم چادگان دفعه اولی بود که میرفتم خوش گذشت.
از وقتی هم که پروژم رو تحویل دادم یعنی روز 29 تیر یه شب در میون فیلم میبینم. سریال هم چند تایی دیدم این مدت که بهترینش Peaky Blinders بوده.
تولد ناهید هم بود براش یادداشت های مرد فرزانه + یه استیکر + یه بگ قشنگ + کارت پستال گرفتم. جریان تولدش هم جالب بود ولی حس توضیح دادنش نیست!
دو سه سری رفتم خونه، تمام در و کمد ها رو رنگ کردیم. از اون جایی که قراره برم گلپا باز اتاق هامون رو جابجا کردیم، من و علی تو اتاق کوچیکه، مامان بابا تو اتاق بزرگه.
و مهم ترین خبر این که یه هفته تحقیق کردم و سیستم خریدم یه کیس خفن اسمش رو هم گذاشتم آلیتا. خیلی دوستش دارم. فعلا از مانیتور و وسایل های جانبی سیستم خونه دارم استفاده میکنم تا کم کم پول جمع کنم و بقیش رو هم بخرم.
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمی