بازی رهایی منتشر شد
دو شب با خودم خلوت کردم
رفتم کافه پلاک دو بالا تر از فلسطین
شب های خوبی داشتم بالا پایین
کارا خوب پیش میره
شاید با خانه فیزیک به عنوان گرافیست قرارداد ببندم
برای قسمت دوم رهایی موافقت نکردم
آقای اسدالهی سر ملک دفتر زده... رفتم دیدمشون با یه دسته گل زرد
کتاب میخونم
یه لیست فیلم تهیه کردم که دارم میبینم، فیلمای خوب
ریسه هام دیشب سوخت ولی درستش میکنم
دیزاین اتاقمو عوض کردم تختو بردم رو به روی در، میز پای پنجره هست
با یکی دونفر جدید آشنا شدم
فهمیدم که من دوساله دارم اینجا زندگی میکنم
خیلی زود بزرگ شدم
بیشتر باید در لحظه زندگی کنم
کریسمس نزدیکه
یه سری تست انیمیت شروع کردم برای خودم
...
برچسب:
نویسنده: نیکان کریمی